تبليغاتX
Homam2007



خطبه بدون نقطه مولاي متقيان حضرت علي (ع)

 

اميرالمومنين علي(ع) را بدون شك مي‌توان انساني كامل دانست كه همه وجوه انسانيت را به حد كمال در خود دارد. او علاوه بر همه وجود پاك انساني مردي است كه در عرصه كلام آنچنان طبع آزمايي كرده است كه سخت مي‌توان به ريسمان آن چنگ انداخت و خود را به آن مرتبه از كلام رساند. خطبه بدون نقطه ايشان يكي از درخشان‌ترين خطبه‌هاي، چه در عرصه كلام و چه در عرصه معناست، به مناسبت ايام مبارک عيد غدير آن را مي?خوانيد.

***
الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أكرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ. الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ. سَلَّطَ المُلوك وَ أعداها، وَ أهلَك العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَكارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَك السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ َحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاكم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحكمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها. الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُكمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِك السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاكمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ كرَمُهُ. عَلَّمَكم كلامَهُ، وَ أراكم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَكم أحكامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُكرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ. أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ كمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أكرَمُهُم مُرداً وَ كهولاً. صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُكرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الكرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ. أرسَلَهُ رَحمَةً لَكم، وَ طَهارَةً لِأعمالِكم، وَ هُدوءَ دارِكم وَ دُحورَ، عارِكم وَ صَلاحَ أحوالِكم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَكم وَ رَحمَةً. اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَكمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الكسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلك وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ كلِّها وَ هَمِّها. هَلَك وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، كم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَكهُ، وَ كم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً. اَللّهُمَّ لَك الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلك وَ كمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ كلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ كلُّ حُكمٍ حُكمُهُ، وَ حَدَرَ كلَّ عِلمٍ عِلمُهُ. عَصَمَكمُ وَ لَوّاكم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاكم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَكم، وَ لِلاِسلامِ هَداكم، وَ رَحِمَكم وَ سَمِعَ دُعاءَكم، وَ طَهَّرَ أعمالَكم، وَ أصلَحَ أحوالَكم. وَ أسألُهُ لَكم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ كمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

***

·        نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه ج1 ص 103-100 خ21

·        بحارالانوار ج9 طرح قديم به نقل از سفينه البحار ج1ص397،

·        تاريخ عمادزاده ج  امير المومنين

ستايش مخصوص خدايي است كه سزاوار ستايش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترين ستايش و شيرين‌ترين آن و سعادت‌بخش‌ترين ستايش و سخاوت بارترين
(و شريف‌ترين) آن و پاك‌ترين ستايش و بلندترين آن و ممتاز‌ترين ستايش و سزاوارترين آن.
يگانه و يكتاي بي‌نياز(ي كه همه نيازمندان و گرفتاران آهنگ او نمايند). نه پدري دارد و نه فرزندي. شاهان را (به حكمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت و ستمكاران (و متجاوزان) را هلاكت نمود و كنارشان افكند و سجاياي بلند را (به خلايق) رسانيد و شرافت بخشيد و آسمان را بالا برد و بلند گردانيد. بستر زمين را گشود و گسترش داد و محكم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار كرد و (براي زندگي) آماده و مهيا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزاني داشت. تعداد اقوام را (براي زندگي) آماده و مهيا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزاني داشت. تعداد اقوام را (براي زندگي در آن) به درستي. (و حكمت) مقرر فرمود و بر شمار (يكايك) آنان احاطه يافت و نشانه‌هاي بلند (هدايت) مقرر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت. معبود نخستين كه نه او را هم‌طرازي است و نه حكمش را مانعي. خدايي نيست جز او، كه پادشاه است و (مايه) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاك و بي آلايش. فرمانش ستوده است و حريم كويش آباد (به توجّه پرستندگان و نيازمندان) است و سخايش مورد اميد. كلامش را به شما آموخت و نشانه‌هايش را به شما نماياند. و احكامش را برايتان دست يافتني نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعيت بود، حرام شمرد. بار رسالت را بر دوش محمد (صلّي‌الله عليه و آله) افكند. (همان) رسول گرامي كه بدو سروري و درستي (در گفتار و كردار و رفتار) ارزاني شده، پاك و پيراسته است. خداوند اين امت را به خاطر برتريِ مقام و بلنديِ شرف و استواري دين او و كامل بودنِ آرمانش سعادت بخشيد. او بي‌آلايش‌ترين فردِ از آدميان در هنگامه ولادت و فروزنده‌ترين ستاره يمن و سعادت است. او بلندپايه‌ترين آنان (در نياكان) است و زيباترين آنها در (نسل و) شاخسار و درست پيمان‌ترين و كريم‌ترين آنان است در نوجواني و بزرگسالي. درود خداوند از آن او و خاندان پاكش باد، درودي خالص و پي در پي و مكرر (براي آنان) و براي دوست‌داران بزرگوارشان، درودي ماندگار و پيوسته، (براي هميشه:) تا وقتي كه براي آسمان حكمي مرقوم است و نقشي مقرر.
او فرستاد تا برايتان رحمتي باشد و مايه پاكيزگي اعمالتان و آرامش سراي (زندگي) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (و شرم آور كار)تان. و تا مايه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتي (بس بزرگ و فراگير)
از او فرمان بريد و بر دستورش مواظبت ورزيد. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشماريد. خدايتان رحمت كند؛ آهنگ كوششي پيوسته نماييد و آزمندي را از خود برانيد و تنبلي را وا نهيد. رسم سلامت و حفظ حاكميت و بالندگي آن را – و آنچه را موجب دغدغه سينه‌ها (و تشويش دل‌ها) و رويكردِ درماندگي و پريشاني به سوي به آنهاست – بشناسيد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388;ساعت 9:19;  توسط پورحسيني;  | 

درباره كتابخانه امامين همامين(ع)

          كتابخانه امامين همامين در سال1386 و درسالروز بعثت  نبي مكرم  اسلام به دست مبارك حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي (مد ظله العالي) و با حضورجمع كثيري از دانشگاهيان طلاب واساتيدحوزه علميه مشهد افتتاح گرديد.اين مجموعه با دارابودن بيش از 10000 جلدكتاب در  حوزه دين واسلام و همچنين 25  عنوان مجله ونشريه درحوزه مسائل دين آماده ارائه خدمات مي باشد.

لازم به توضيح است كه اين مجموعه  قابليت توسعه تا سطح 60000 جلد را دارد به همين علت درحال افزايش مجموعه خود  مي  باشد و  مراحل آماده سازي در حين  ارائه ساير خدمات در حال انجام است.

 استفاده از اين كتابخانه براي عموم آزاد است.

 

مدارك لازم جهت عضويت در اين كتابخانه:

1.      تكميل فرم عضويت

2.      نامه از مدرسه يا كپي كارت ضامن ترجيحاً كارمند

3.      2قطعه عكس

4.      5000ريال هزينه كارت و عضويت يكساله

 

آدرس كتابخانه:

مشهد – چهارراه شهداء – خيابان آزادي -آزادي8 سه راه دوم سمت چپ مجتمع و زائرسراي امام باقر(ع)- طبقه منهاي يك كتابخانه امامين همامين

 تلفن 0511-2241452

 

ساعت كار كتابخانه:

7 صبح   الي  6  بعد از ظهر(بصورت يكسره)

من هم سيد حميد پورحسيني بعنوان مسئول كتابخانه در خدمت عزيزان مي باشم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387;ساعت 10:17;  توسط پورحسيني;  | 

بسمه تعالي

ساعت كار كتابخانه امامين همامين وابسته به حضرت آيت الله مكارم شيرازي(مدظله)

۸صبح  الي ۶بعد از ظهر

(بصورت يكسره)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387;ساعت 16:19;  توسط پورحسيني;  | 

اين گنبد زيبا قلب ايران است

 

مي خواهم تا آنجا كه دوست دارم، پربگيرم، اما تا بارگاه دوست راه طولاني است. چشم از پنجره برنمي دارم. دشت از پي دشت، كوه از پي كوه، دسته دسته گل سرخ، يك عالم سبز و يك دريا اشتياق كه دستي از غيب به جانم ريخته است! هميشه همين طور است. خودم را كه به مولا مي سپارم، ديگر اين من نيستم كه مي روم، براي لحظه اي، خواب مرا مي ربايد... دست در دست نور و آرميدن در كنار ضريح! چه دل انگيزند اين خواب هاي خوب!

برمي خيزم، پيرامونم غوغايي به پاست. صداي دل هاست. همه مي گويند: يا ضامن آهو! رسيده ايم انگار! اين گنبد زيبا، قلب ايران است. چه دورنمايي دارد!السلام عليك يا علي بن موسي الرضا. السلام عليك يا... بغضي غريب و بعد هم هاي و هوي پريشان دل. تا غروب راهي نيست. دل و نقاره و اشك به هم مي آميزند، و من پر از ضريح مي شوم. و سرشار از رازهاي طلايي!... چه بويي از كنارم گذشت، بوي آسمان بود. يك بوي خيس، يك بوي معنوي سبز. گويا فطرتم بود كه معطر شد از عشق! ضريح اينك به ملكوت مي ماند، و من مي خواهم تا رضايت «رضا» اوج بگيرم. نيشابور از خاطرم مي گذرد، لحظه اي كه امام سر از كجاوه بيرون آورده اند و فرياد شادي و اشك شوق، زمين و زمان را به هم پيچيده است. لحظه اي كه سينه چاكان حضرتش ازفرط عشق به خاك غلتيده اند. لحظه اي كه بيش از بيست هزار تن تقريرات امام را مي نويسند. [«لااله الاالله» دژ استوار من است و من يكي از شرط هاي آنم.] به راستي اگر ولايت نباشد، كلمه مقدس «توحيد» چگونه استوار يابد!؟

شب از نيمه گذشته است. همه جا سرشار از اشك و گلاب است و من خود را با همه شور به كجاوه سبز ولايت مي رسانم. يا ضامن آهو! دل هاي بي پناهمان را كه چون آبگينه هاي شكسته در پهناي گيتي سرگردانند، در پاي ضريح مقدست آشيان ده كه محتاج پركشيدن به آبي لايتناهي فطرت خدا يي مان هستيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386;ساعت 8:12;  توسط پورحسيني;  | 

"جمله قشنگ"

زندگی تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازی کردنه.


هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386;ساعت 7:34;  توسط پورحسيني;  | 

ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند. ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند. ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده. و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست،

فردا معماس؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386;ساعت 7:22;  توسط پورحسيني;  | 


 

تفاوت عشق و هوس 

 ۱- عشق معطوف به غير از خود است. در حاليکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زير را مقايسه کنيد:
در حاليکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهاي خود نيست. و خواست و شرايط معشوق جايگزين خودخواهي فرد مي شود.
2 – هوس پاسخ به يک نياز جسماني و رواني است، مثل نياز به آب، نياز به اکسيژن ، نياز به غذا. ولي عشق فراتر از يک چنين نيازي هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفايي فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمي کند، کوچک نمي کند. عشق عزت و احترام دارد و اين احترام از روي بي نيازي و بزرگي عشق حاصل مي شود. شايد در فيلم ها ديده و شنيده باشيد که فردي مي گويد« من عشق را گدايي نمي کنم».
3 – عشق محدود کننده و زنداني کننده معشوق نيست. عشق آزاد کننده است. اگر فردي را مجبور کنيم که همه علائق ، سليقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بينديشد، او را محدود به خودمان کرده ايم، نه اينکه عاشق خودکرده باشيم. در واقع اين عشق نيست، اين يک هوس است و ما را وابسته به شخص ديگري نموده است. 
4 – عشق با بدبيني و سوء ظن همراه نيست. عشق يک اعتماد است. يک اطمينان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت يک آگاهي عميق به وجود مي آيد. لذا ابتدا اعتماد به وجود مي آيد و بعد عشق منعقد مي شود.
بعضي ها مي پرسند «بايد اول عاشق شد بعد ازدواج کرد يا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب بايد گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهي عاشق بشوي که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصيت يا رفتار و يا افکار و احساسي که داشته باشد، بايد تحمل کنيد، نام اين عشق نيست.
از طرف ديگر بدون بررسي ، شناخت ، تحقيق و ارتباط رسمي چگونه مي توان عاشق فردي شد تا در پي آن ازدواج کرد؟ ( يعني روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اينکه، طي يک فرايند رسمي که خانواده ها در جريان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسي شما و خانواده هايتان از فرد مقابل آگاهي به دست مي آوريد، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار يکديگر را مي سنجيد و ساير معيارهاي مطلوب را دقيقا ارزيابي مي کنيد. بديهي است که اگر اين موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد مي شويد( نه هوس پيدا کنيد).
اما هوس اينست که معمولا به صرف مجاورت ايجاد مي شود. همکلاسي، هم محله اي، همکار، فاميل و ...، مي بينيد، خنده ها و عشوه هايش را حس مي کنيد، شيطنتها ، بازيگوشي ها، و کلاس گذاشتن هايش را نظاره مي کنيد، به دلتون مي افتد که عاشقش هستيد و با خيالات مستمر از او غولي مي سازيد که فقط بعد از ازدواج شکسته مي شود و واقعيت آن روشن مي شود. معمولا چنين دو نفري به جاي شناخت يکديگر، انرژي خود را صرف احساسات يکديگر مي کنند، دل ميدهند و قلوه مي گيرند، هر روز به تعداد زيادي براي يکديگر مي ميرند، يا حداقل غش مي کنند  و تعارفات کلاس بالا نصيب هم مي کنند، از وجود يکديگر ممنون مي شوند، از هم زياد تشکر مي کنند، با مطالعاتي که در مورد مخ زني دختر يا پسر در اينترنت يا ....آموخته اند سعي مي کنند طرف مقابل را شيفته خود سازند ( به هر قيمتي)به هم زياد کادو مي دهند، متون ادبي جالب ، آهنگهاي احساس نواز، و مبالغه هاي غير عقلاني به يکديگر پيشکش مي کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را يک جا به محبوب خود پيشکش مي کنند، و وقت خود را يا با او پر مي کنند يا با خيالات او سر مي کنند و در خيالات خود او را تک ستاره اي مي دانند که آسمان قلب آنها را نوراني مي کند، بدون او زندگي معني و مفهوم و شور خود را از دست مي دهد. او يک انسان نيست، يک فرشته است، او هيچ عيبي ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسي وحشتناک هست. مفعول شعرهاي تمام ترانه هاي شاد و غمناک به نوعي به محبوب آنها بر مي گردد، واينگونه اين احساسات غير قابل کنترل مي شود ، در حاليکه عشق همانطور که گفته شد، فرايند مشخصي از آگاهي مي باشد. منظور اين نيست که از احساس تهي باشد، نه ، اما احساس يکي از پارامتر هاي مهم در کنار پارامترهاي آگاهي هست که نمي تواند جاي خالي ديگر خصيصه ها را پر کند.
احساس انفجار آميز در رابطه ها منجر به تحريف واقعيت ها شده و آنقدر آب را گل آلود مي کند که خود فرد به هيچ وجه قادر به شناخت صحيح طرف مقابل خود نيست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت ميان خيالات خود و واقعيت ها را درک مي کنند.
 5 – عاشق، خود را ملزم مي داند که حريم عشق و معشوق را رعايت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمي شکند. عاشق در پي کام گرفتن از معشوق، پيش از آنکه اين حريم کامل و رسمي شود، نيست. بايد کانون خانواده شکل گيرد و انعقاد پيمان زناشويي انجام پذيرد و طرفين مسئوليت زندگي و تعهد کامل را نسبت به هم بپذيرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطي که جنبه لذت جويي داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشويي و در چارچوب قانون)، صرفا آسيب پذيري عشق را به همراه دارد و اين آزمايش کردن عشق نيست، بلکه سيراب کردن هوس و عطش شهواني است. 
6 –  چنين مواردي از نشانه هاي هوس هستند: زودرنجي، قهر و آشتي ، دل خوري، نگراني، ترديد ، عجله در به نتيجه رسيدن، امروز و فردا کردن، زبان بازي کردن، با چند نفر ارتباط صميمي وعميق عاطفي گرفتن، روياپردازي در مورد فرد، چشم پوشي از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه هاي هوس است، در حاليکه عشق ، قامتي رعناتر، بزرگتر ، قوي تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگراني از درست رفتن، ندارد. عشق هايي که نگراني آفرين، اضطراب آور و دمدمي مزاج و به ظواهر فرد بستگي دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوي است . يعني فرد همه چيز را براي خودش مي خواهد ، نه معشوق 
7 – عشق پيش نياز لازم دارد.
يعني فرد بايد رشد کند و از مراحلي بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسي که هنور با والدينش درگير است، سازگاري با همکاران ندارد، رابطه صميمانه اي با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصميم هاي مهمي در زندگي نگرفته يا به اجرا در نياورده است، از اين شاخه به آن شاخه مي پرد، هدف زندگي خود را شفاف ترسيم نکرده است. و حتي در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتي براي وضع ظاهري ، پوشش و نحوه رفتارش نرسيده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل مي شود و هويت خود را نيافته است، مانند کودک پيش دبستاني است که براي اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمي تواند در نقش دانشجو باشد. حتي اگر بر روي صندلي هاي دانشگاه بنشيند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفي ، بلوغ اجتماعي، بلوغ فکري، بلوغ رواني و ...، پيدا مي شود، در غير اين صورت فقط هوس خامي بيش نيست.
 8 – عشق بايد يک وحدت و يکپارچگي بين شما ، افراد و همه هستي ايجاد کند. اگر رابطه دختر و پسري، با پنهان کاري، تعارض ، درگيري با ديگران، احساس گناه، اضطراب، ترديد، و قطع روابط اجتماعي با ديگران، مشکل در شغل ، تحصيل ، روابط خانوادگي و ...، همراه هست بايد مطمئن شد که هوس، خود را به جاي عشق به آنها معرفي کرده است. و چنين شروعي براي رابطه، پايان هايي به مراتب دردناکتر و فجيع تر به همراه دارد.


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386;ساعت 7:21;  توسط پورحسيني;  | 

فعاليت كتابخانه امامين همامين

كتابخانه امامين همامين وابسته به حضرت آيت الله مكارم شيرازي با ۷۵۰۰ عنوان جلد كتاب تخصصي در حوزه دين،مذهب واسلام عنوان مجله تخصصي  واقع در مشهد خيابان ازادي آزادي ۸ سه راه دوم سمت چپ آماده ارائه خدمات به زائران و مجاوران حضرت علي بن موسي بن الرضا مي باشد.

ساعت كار اين كتابخانه از  صبح هاساعت ۸ تا ۱۲ و بعد از ظهر ها از ۲ تا۶ مي باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386;ساعت 7:15;  توسط پورحسيني;  |